تکنولوژی های نوین و بهره ی هوشمندانه
نظريه اول
ايده اول اين است که همه تغييرات تکنولوژيکي يک داد و ستد است . من آن را مبادله اي گزاف مي نامم. تکنولوژي چيزهايي مي دهد و چيزهايي مي گيرد. اين بدان معناست که به ازاي هر مزيت تکنولوژي جديد، همواره ضرري وجود دارد.همچنين خوب است دوباره متذکر شوم که در برابر همه مزاياي فکري و اجتماعي که نشريات چاپي به همراه داشته، هزينه هاي زيادي نيز پرداخته شد. نشريات چاپي نثرنويسي را به جهان غرب هديه داد، اما شعر را به شکل نامتعارف و نثرگونه تغيير داد. نشريات چاپي علم استقرايي را به ما دادند، اما حساسيت هاي مذهبي را به شکلي از خرافات تنزل دادند. چاپ انديشه مدرن ملي گرايي را به ما داد، اما ميهن پرستي را، اگر نگوييم حسي مرگبار به آن بخشيد، به صورت امري تحقيرآميز درآورد. ما حتي ممکن است بگوييم که چاپ انجيل به زبان مادري اين تاثير را داشت که خداوند يک انگليسي ، يک آلماني يا يک فرانسوي معرفي شود. به عبارت ديگر چاپ ، خدا را تا حد يک حاکم محلي تنزل داد. شايد بهترين روش براي بيان اين نظريه اين است که پرسيدن اين سوال که «يک تکنولوژي جديد چه کاري انجام مي دهد» مهم تر از اين سوال نيست که «يک تکنولوژي جديد چه چيزي را از بين مي برد». به رغم اينکه پرسش دوم به ندرت مطرح مي شود، اهميت بيشتري دارد. بنابراين ممکن است کسي بگويد که ديدگاه موشکافانه به تغييرات تکنولوژيکي از ديدگاه شکاکانه آرمان گرايي و سنت انتظار ناشي مي شود که توسط کساني طراحي شده اند که هيچ درکي نسبت به تاريخ يا تعادل ناپايداري که فرهنگ از آنها تاثير مي پذيرد ندارند. بنابراين نظريه شماره 1، اين است که فرهنگ همواره بهايي براي تکنولوژي پرداخت مي کند.
نظريه دوم
اين به نظريه دوم منتهي مي شود که مي گويد مزايا و معايب تکنولوژي هاي نوين در بين همه افراد هيچ گاه به صورتي عادلانه توزيع نمي شود. اين بدان معناست که هر تکنولوژي جديدي به بعضي ها سود مي رساند و ديگران را متضرر مي سازد. حتي عده اي هستند که اصلاً اين تکنولوژي جديد بر آنها تاثيري ندارد. دوباره نشريات چاپي در قرن 16 را در نظر بگيريد. همانطور که مارتين لوتر گفته است ؛ «اين بزرگترين و عالي مرتبه ترين موهبت الهي است که به وسيله آن کار تعاليم الهي سرعت يافت .» با قرار دادن کلام خداوند روي ميز آشپزخانه هر مسيحي ، چاپ انبوه کتاب مقدس قدرت سلسله کليساهاي مسيحي را کم و تضعيف قدرت اسقف اعظم روم را تسريع کرد. پروتستان هاي آن زمان اين پيشرفت را حمايت مي کردند. کاتوليک ها خشمگين و پريشان بودند. بعضي مي برند، بعضي مي بازند و تعداد کمي در همان وضعيت قبل باقي مي مانند. بياييد مثال ديگري بياوريم؛ تلويزيون ، اگرچه بايد در اين جا اضافه کنم که در مورد تلويزيون تعداد بسيار کمي هستند که از اين تکنولوژي متأثر نشده باشند. در امريکا، جايي که نسبت به هر جاي ديگري تاثير عميق تري داشته است ، مردمي وجود دارند که آن را مورد ستايش قرار داده اند. اين افراد جزء کساني نيستند که مانند تکنسين ها، مديران ، کارگردانان ، مجريان خبر و سازنده هاي برنامه هاي سرگرم کننده درآمد زيادي از طريق تلويزيون عايدشان مي شود.در طرف مقابل و در فاصله زياد، تلويزيون ممکن است پاياني بر دوران معلمان مدارس باشد، زيرا مدرسه نوآوري دوران چاپ بود و ميزان سقوط يا پايداري آن به اين مربوط مي شود که اهميت کلام چاپي در آينده چگونه خواهد بود. بنابراين سؤال هايي که به هيچ عنوان از ذهن کسي که دانشي درباره تغييرات تکنولوژيک دارند دور نيستند عبارتند از چه کسي به طور ويژه از توسعه تکنولوژي نوين سود مي برد؟ کدام گروه يا کدام دسته از انسان ها و يا چه نوع صنعتي مورد حمايت قرار خواهد گرفت ؟ و البته کدام دسته از مردم به سبب اين پيشرفت متضرر خواهند شد؟اين پرسش ها هنگامي که ما درباره تکنولوژي کامپيوتر فکر مي کنيم حتماً بايد به ذهنمان خطور کند. هيچ گونه شکي نيست که کامپيوتر براي سازمان هاي با مقياس بزرگ نظير ارتش يا کمپاني هاي هوايي يا بانک ها يا موسسات جمع آوري ماليات مفيد بوده و خواهد بود و به همين اندازه واضح است که کامپيوتر اکنون براي تحقيقات سطح بالا در فيزيک يا ديگر علوم طبيعي بسيار با ارزش است . اما تکنولوژي کامپيوتر تا چه حد توانسته است براي توده مردم مفيد باشد. براي کارگران معدن ، صاحبان مغازه هاي سبزي فروشي ، مکانيک هاي ماشين ، موسيقي دانان ، نانواها، معماران ، دندانپزشکان ، بله ، خداشناسان و بقيه کساني که به طور ناخواسته با کامپيوتر زندگي مي کنند، کامپيوتر چه تاثيري داشته است . موضوعات شخصي اين افراد براي مراکز قدرت قابل دسترس تر شده است . آنها بيشتر قابل رديابي و کنترل شده اند. آنها بيشتر مورد آزمايش قرار مي گيرند و به طور فزاينده اي با تصميماتي که درباره شان گرفته مي شود گيج مي شوند. آنها بيش از هر زمان ديگري تا حد اهداف عددي تنزل پيدا کرده اند. آنها اهداف آساني براي آژانس هاي تبليغاتي و دستگاه هاي سياسي هستند. در يک کلام ، اينان بازنده هاي انقلاب کامپيوتر هستند. برنده ها که شامل ديگر کمپاني هاي کامپيوتري ، شرکت هاي چندمليتي و دولت ملي هستند و البته بازنده ها را تشويق خواهند کرد که به طرفداران تکنولوژي کامپيوتر بپيوندند. اين راه برنده هاست و بنابراين در آغاز آنها به بازنده ها مي گويند که با استفاده از کامپيوتر شخصي عامه مردم مي توانند با نظم و ترتيب بيشتري دفترچه چک خود را متعادل کنند، و ليست خريد منطقي تري را تهيه کنند. بنابراين آنها به بازنده ها مي گويند که کامپيوترها اين امر را ممکن مي سازند که در خانه راي دهيم ، در خانه خريد کنيم ، در خانه به هر تفريحي که مي خواهيم بپردازيم و بنابراين زندگي ارتباطي را غيرضروري مي سازد. و اکنون ، البته برنده ها به طور مداوم از عصر اطلاعات صحبت مي کنند، همواره توضيح مي دهند که با اطلاعات بيشتر ما راحت تر مي توانيم به حل مشکلات اساسي بپردازيم ـ نه تنها مشکلات شخصي ، بلکه مشکلات کلان اجتماعي. اما تا چه حد اين مطلب درست است ؟ اگر کودکاني گرسنه در دنيا وجود دارند، که وجود دارند، به خاطر اطلاعات ناکافي نيست . ما مدت زمان زيادي است که مي دانيم چگونه غذاي کافي براي تغذيه هر کودکي روي زمين توليد کنيم . چگونه است که ما بسياري از آنها را گرسنه رها کرده ايم ؟ اگر در خيابان هاي ما خشونت وجود دارد، به اين خاطر نيست که ما اطلاعات کافي نداريم . اگر با زنان بدرفتاري مي شود، اگر طلاق و بيماري هاي رواني در حال افزايش است ، هيچ کدام از آنها ربطي به کمبود اطلاعات ندارد. من به جرات مي گويم که اين به خاطر فقدان موارد ديگري است و من فکر نمي کنم که بايد به شنوندگان بگويم که اينها چيستند. چه کسي مي داند؟بنابراين همواره طبق نظريه دوم برنده ها و بازنده هايي در تغييرات تکنولوژيکي وجود دارند.
نظريه سوم
اين نظريه سوم است ؛ در درون هر تکنولوژي يک ايده قوي و گاهي دو يا سه ايده قوي وجود دارد. اين ايده ها اغلب از نظر ما پنهان هستند زيرا آنها تا حدودي طبيعت انتزاعي دارند. اما نبايد اين گونه برداشت شود که آنها پيامدهاي عملي ندارند. شايد شما با ضرب المثل قديمي که مي گويد؛ براي يک مرد با يک چکش ، هر چيزي شبيه يک ميخ است ، آشنا باشيد. ما ممکن است اين حقيقت را بسط دهيم ؛ براي فردي با يک قلم، هر چيزي شبيه يک جمله است . براي فردي با يک دوربين تلويزيوني ، هر چيزي چون يک تصوير است . براي فردي با يک کامپيوتر، هر چيزي شبيه داده است .من فکر نمي کنم که لازم باشد ما اين جملات را جملات قصار فرض کنيم . اما چيزي که آنها به ما مي گويند اين است که هر تکنولوژي تعصبات و پيش فرض هايي را به همراه دارد. مانند خود زبان که اين زمينه را براي ما فراهم مي کند که به چيزهايي علاقه مند شويم و براي کارها و ديدگاه هاي خاصي ارزش قائل شويم . در فرهنگي بدون نوشتار، حافظه مردم از مهمترين چيزهاست ، به طوري که ضرب المثل ها، گفتارها و آوازها هستند که دربردارنده خرد جمعي شفاهي قرون گذشته هستند. انسان عصر چاپ طرفدار سازماندهي منطقي و تحليل سيستماتيک است نه ضرب المثل ها. انسان عصر تلگراف به سرعت اهميت مي دهد، نه درون نگري . براي انسان عصر تلويزيون ارتباط بي واسطه مهم است نه تاريخ و در مورد انسان عصر کامپيوتر چه مي شود گفت؟ شايد بتوانيم بگوييم که انسان عصر کامپيوتر به اطلاعات اهميت مي دهد نه به دانش و بخصوص نه به خرد و آگاهي. در واقع در عصر کامپيوتر ممکن است مفهوم خردمندي به طور کامل از بين برود. بنابراين نظريه سوم اين است که هر تکنولوژي يک فلسفه اي دارد که بر روي اينکه چگونه تکنولوژي مردم را به استفاده از ذهنشان وامي دارد تاثيرگذار است . حتي بر چگونگي استفاده ما از بدن مان و يا اين که چگونه دنيا را کدبندي مي کنيم يا اينکه کدام يک از احساسات ما آن را تقويت مي کند يا احساسات و تخيلات ما با آن مخالف است تاثيرگذار است . اين نظريه مجموعه و خلاصه اي از تفکري است که مارشال مک لوهان قصد بيان آن را با جمله معروف «رسانه همان پيام است » داشت .
منبع: روزنامه شرق، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۸۶ ، شماره ۸۵۶ ، صفحه ی رسانه
ارتباط ابتداییترین قسمت زندگی هر انسانی است که همه در آن غرق هستیم و متوجه بودنش نمیشویم. چیزی که امروزه به مبحثی تخصصی با شاخههای مختلف تقسیم شده و در حوزههای سیاسی و اجتماعی از اهمیتی ویژه برخوردار گردیدهاست. به همین منظور خط ربط سعی دارد تا با کنکاش در برخی از حوزه های این علم بدیع و مهم؛ ارتباط مطلوبتری با مخاطبان خود نیز برقرار سازد و ...