با توجه به اينكه بحث شبكه‌هاي اجتماعي - چون موضوع پايان‌نامه‌ام شده - به عنوان يكي از دغدغه‌هاي جدي من، ذهنم را به شدت به خود مشغول كرده است؛ گفتم شايد بد نباشد نگاهي بيندازيم به فيلم " شبكه اجتماعي " كه اين روزها سر و صداي زيادي به‌پا كرده و علاوه بر جلب نظر بسياري از منتقدان، نامزد بخش‌هاي مختلف جايزه اسكار امسال شده است و در جشنواره‌هاي مختلف، جوايز بسياري را نيز ازآن خود كرده است.

 "شبکه اجتماعی" روایت زندگی مردی جوان با توانایی‌های خارق‌العاده است که سیستمی با امکانات نامحدود و با هدف ایجاد ارتباط میان انسان‌ها راه اندازی کرد که خیلی سریع مورد توجه قرار گرفت. شاید در ابتدا خود خالق اصلی آن یعنی مارک زوکربرگ تصور هم نمی‌کرد که روزی بتواند لقب جوان‌ترین میلیاردر جهان را به خودش اختصاص دهد .

 فینچر(كارگردان فيلم) در واپسین اثرش هم مانند دیگر فیلم‌هایش و مثل هر انسان‌گرای دیگری، پایه‌ درام ماجرا را بر زندگی انسانی می‌گذارد که در ارتباط با محیط اطرافش دچار مشکل می‌شود و به جای این که تلاش کند خود را با محیط انطباق دهد، می‌خواهد دنیای اطرافش را خودش بسازد.

آن‌چه "شبکه‌ی اجتماعی"به ما نشان می‌دهد، این است که هر پیچیدگی از دل سادگی به وجود آمده و فقط کافی است که سرنخ را بیابیم تا از دل پیچیدگی‌های ظاهری، به سرچشمه‌ سادگی برسیم.

 "شبکه‌ی اجتماعی"فیلم انسان امروز است. انسانی که مقهور محیط نیست، بلکه از همه‌ امکانات به نفع خودش بهره‌برداری می‌کند. انسانی که به خاطر انزوایش به خود نمی‌بالد، بلکه برای این که انزوایش را از بین ببرد، کاری می‌کند که نفعش به همه‌ جهان می‌رسد. حتی اگر تنهایی خودش، در نهایت از بین نرود و یا به شکل دیگری تجلی پیدا کند. «شبکه‌ی اجتماعی»، حماسه‌ سینمایی عصر اینترنت و گوگل و فیس‌بوک است.

 دلیل خلق فیس بوک توسط زوکربرگ باید تنهایی انسان‌هایی باشد که در قرن 21 با اختراع انواع و اقسام وسایل ارتباطی از هم دور شده‌اند و در تلاشند به فطرت طبیعی خود که در اجتماع بودن است برگردند. به واسطه این شبکه می‌توان با دوستانی که تمایل به برقراری ارتباط دارند، عکس، فیلم و یا پیغام به اشتراک گذاشت.

 هرچند كه با ديدن اين فيلم مي‌توان قانع شد كه هدف اصلي راه‌اندازي اين شبكه بزرگ اجتماعي با بيش از 500 ميليون عضو و بيننده، تنها ايجاد يك فضاي ساده و صميمي براي دوست‌يابي و به اشتراك گذاشتن عكس و فيلم و ... بوده است؛ اما  از يك سو بايد پرسيد آيا اكنون با گذشت چند سال از راه‌اندازي اين سايت و مورد توجه قرار گرفتن آن از سوي مخاطبان، صاحبان ثروت و قدرت چرا بر آن چنگ انداخته‌اند و آنان در جستجوي چه چيزي هستند و از اين فضا چه بهره‌اي مي‌برند؟!

از سوي ديگر استقبال از اين فيلم از سوي مخاطبان آيا ريشه در تنهايي بشر امروز در جوامع غربي ندارد و اين استقبال نوعي همزادپنداري با قهرمان فيلم نيست؟!

 من گمان مي‌كنم علاوه بر تحليل‌ها و نقدهاي صورت‌گرفته پيرامون آن؛ اين فيلم داراي لايه‌هاي پنهان بسياري نيز هست كه مي‌توان از زواياي مختلف به آن نگريست.