چگونه گزارش خبري تلويزيوني بسازيم؟

     «چگونه گزارش خبري تلويزيوني بسازيم» عنوان کتابی است که در آن نویسنده بيش از آن كه به تاليف ديگران اتكا کرده باشد، از تجربيات خود و نظريه‌هاي تقريبا به قانون تبديل شده ارتباطي، استفاده نموده است. 
     در پيش‌گفتار اين كتاب آمده است: هنگامي كه به فكر نوشتن اين كتاب افتادم، بيش از دو دهه از فعاليت حرفه‌اي خود را در زمينه خبر و گزارش پشت‌سر گذاشته بودم، بسياري از حوادث سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و طبيعي را در اين مدت ديده و بنابر ماهيت شغلي خود از آن‌ها خبر و گزارش تهيه كرده بودم. تهيه‌ي هر خبر و گزارش تجربه‌اي در كوله‌بار فعاليت‌هاي حرفه‌اي‌ام ذخيره كرد تا جايي كه دريافتم بايد اين تجارب را با تحصيلات دانشگاهي درهم بياميزم و تقديم مشتاقان اين حرفه‌ي خطير كنم. آتش شوق من براي عملي كردن اين نيت هنگامي شعله‌ور شد كه مي‌ديدم كمتر دست‌نوشته‌ يا تاليفي در داخل كشور به اين موضوع پرداخته است.
     از آن‌جا كه سال‌ها ميكروفون به‌دست در سرما و گرما، شب و روز، در امنيت و ناامني و با امكانات و بي‌امكانات به تهيه خبر و گزارش اقدام كرده بودم، تصميم گرفتم مطلبي را در زمينه‌ي "گزارش" بنويسم و به لحاظ اين ‌كه خرده تجربه‌ام در زمينه خبر و گزارش‌هاي خبري تلويزيوني بود، واژه "تلويزيوني" را نيز به گزارش اضافه كردم كه حاصل آن شد "گزارش تلويزيوني" و باز چون از بدو ورود به فعاليت‌هاي حرفه‌اي با "خبر" عجين شده بودم، واژه خبر را نيز ميان دو واژه قبلي قرار دادم و در نهايت شد "گزارش خبري تلويزيوني". 
     تلاش كردم در اين كتاب ضمن معرفي خبر و گزارش به زبان ساده، شيوه‌هاي نظري و عملي تهيه گزارش خبري تلويزيوني را دسته‌بندي كنم و به جواناني كه به تازگي گام در راه گزارش‌گري و خبرنگاري مي‌گذارند، تقديم نمايم.

شيوه‌هاي دستكاري رسانه‌ها در تحليل و خبر  

     در كنار پذيرش وجود اشتباهاتي ناخواسته در انعكاس اخبار و گزارش‌ها و تحليل‌هاي رسانه‌اي، بايد پذيرفت كه رسانه‌هاي تحت مالكيت ابر شركت‌هاي تجاري، همواره با انعكاس يك سويه و جهت‌دار مطالب خود به نفع ابر شركت‌ها، ابر قدرت‌ها، احزاب حاكم و ثروتمندان، عامدانه به تحريف و سانسور مي‌پردازند.
     مهدی فتاحی در وبلاگ خود با ترجمه ی مقاله ای از میشل پارنتی به بحت شیوه های دستکاری رسانه ها در تحلیل و خبر می پردازد، که چکیده ای از این مقاله تقدیم شده است.

     در اين مقاله كه از كتاب «20 سال اخبار سانسور شده» اقتباس شده است، نويسنده معتقد است كه در كنار پذيرش وجود اشتباهاتي ناخواسته در انعكاس اخبار و گزارش‌ها و تحليل‌هاي رسانه‌اي، بايد پذيرفت كه رسانه‌هاي تحت مالكيت ابر شركت‌هاي تجاري، همواره با انعكاس يك سويه و جهت‌دار مطالب خود به نفع ابر شركت‌ها، ابر قدرت‌ها، احزاب حاكم و ثروتمندان، عامدانه به تحريف و سانسور مي‌پردازند. همچنين ناديده گرفتن بسياري از وقايع ناگوار تاريخي و يا بزرگ جلوه دادن حوادثي كوچك، دروغ‌گويي، ارائه اظهارات مسئولان دولتي بدون بررسي‌هاي لازم و در نهايت، ناديده گرفتن جريان‌هاي فكري اقليت، روش‌هاي مرسومي است كه رسانه‌ها براي دستيابي به اهداف پشت پرده خويش انجام مي‌دهند.

     ما در صنايع رسانه‌اي خود به مردم مي‌گوييم كه اشتباه در ارائه اخبار، غيرقابل اجتناب است. لذا گفته مي‌شود كه همه تحريفات و اشتباهات موجود در اخبار، به دليل كمبود وقت، قضاوت نادرست نيروهاي انساني، محدوديت زماني و مكاني ارائه اخبار، محدوديت‌هاي بودجه‌اي و مشكلات ناشي از مختصر نمودن يك اتفاق پيچيده در قالب يك گزارش فشرده، روي مي‌دهند. به علاوه، هيچ يك از سيستم‌هاي ارتباطي نمي‌تواند هر چيزي را گزارش دهد. گزينش از نيازمندي‌هاي حرفه ماست و افرادي از جامعه نيز مسلماً از اين وضعيت رضايت نخواهند داشت.

ادامه نوشته

تبليغات و تغيير افكار عمومي

     «سهم عمده‌اي از تغيير افكار عمومي آمريكايي‌ها در جنگ جهاني اول را مي توان به ماشين تبليغاتي بريتانيايي‌ها نسبت داد كه به وسيله‌ي دايره‌ي تبليغاتي جنگ (WPB ) ترتيب داده مي‌شد... »
     علي جعفري نويسنده‌ي وبلاگ "ارتباطات و جامعه شناسي" مطلبي ترجمه كرده و در وبلاگ‌اش گذاشته كه بخش‌هايي از آن را در ادامه مي‌خوانيد:

      « ودرو ويلسون شب قبل از پيام جنگش در سال ‌١٩١٧ به كنگره گفت: وقتي جنگ شروع شود مردم ما فراموش خواهند كرد كه حتي چنين چيزي هم قابل تحمل است. اين تفسير از جانب رئيس جمهور صلح طلبي كه مي‌گفت « ما را از جنگ دور نگه داريد » تغيير بزرگي را در افكار عمومي آمريكا به وجود آورد كه علت اصلي آن ماشين تبليغاتي بريتانيا بود . در سرتاسر جنگ جهاني اول اين احساس ضد آلماني بريتانيايي‌ها بود كه ميان تبليغات شوم ارتباط برقرار مي‌كرد . آمريكايي ها آن را درك كرده و از آن استقبال مي كردند . همين تبليغات باعث مي شد كه آمريكايي‌ها معتقد شوند كه آلماني‌ها چه آنهايي كه شهروند آمريكا هستند و چه آنهايي كه در اروپا زندگي مي كنند ، دشمن هستند.

     وقتي كه ابر قدرت هاي اروپا در سال ‌١٩١٤ وارد جنگ جهاني اول شدند ايالات متحده به بي طرفي و اينكه از وارد شدن به منطقه كشمكش خودداري كند متعهد شد . به هر حال بر خلاف اين « بي طرفي » احساس ضد آلماني و طرفداري از متحدين فوق‌العاده افزايش پيدا كرد . سهم عمده‌اي از تغيير افكار عمومي آمريكايي‌ها را مي توان با ماشين تبليغاتي بريتانيايي‌ها نسبت داد كه به وسيله‌ي دايره‌ي تبليغاتي جنگ (WPB ) ترتيب داده مي شد . اين دايره در سال ‌١٩١٤ به وسيله وزير دارايي انگلستان ديويد ليويد جرج در ساختمان رياست جمهوري بريتانيا در لندن تأسيس شد وتحت كنترل چارلز مسترمن كه يك نويسنده موفق و عضو پارلمان ليبرال‌ها بود، اداره مي شد. WPB بزرگترين پخش كننده‌ي شعارهاي تبليغاتي بريتانيا چه در داخل و چه در خارج بخصوص در ايالات متحده شد.

     نويسندگان محبوب بريتانيايي چون سر آرتور كانن دويل و رود يارد كيپلينگ به كار گرفته شدند تا با نوشتن رساله‌ها و كتاب‌هايي علاقه‌مندان به جنگ در بريتانيا را تشويق كنند . در همين حال كمپاني هاي بزرگي مانند انتشارات دانشگاه آكسفورد و مك ميلان ، مطالب ضد آلماني ‍ WPB را منتشر مي كرد كه شامل ‌١١٦٠ جزوه با عناويني مثل بربريت در برلين بودند... .»

روزمررگی آفت جدی روابط عمومی(2)


     مهمترین عوامل تأثیر گذار در روزمررگی روابط عمومی را می توان در دو بخش " درون حاکمیت " و " خارج از حاکمیت " تقسیم کرد.
     " دولت ، مدیران سازمان ها و مدیران و کارگزاران روابط عمومی " به عنوان عوامل درون حاکمیت و " کارکنان سازمان ها ، ارباب جراید و مخاطبان " به عنوان عوامل خارج از حاکمیت مطرح می باشند که به تحلیل و بررسی نقش هر یک می پردازیم :

1- دولت : دولتمردان وسیاستگذاران هر نظامی ، تبیین کننده نقش مردم در حاکمیت می باشند.میزان اعتقاد دولت به دسترسی مردم به جریان آزاد اطلاعات ، تعیین کننده حد و مزر روابط عمومی درجوامع باز و فارغ از سیستم های مدیریتی بسته خواهد بود. هرچقدر بر میزان اطلاعات و دانش عمومی مردم افزوده شود ، با حقوق خود نسبت به حاکمیت بیشتر آشنا شده و کارکرد روابط عمومی در چنین شرایطی تخصصی تر ، پویا تر و معنا دار تر خواهد بود و بالعکس به هر میزانی که جامعه سنتی تر و بدور از جریان آزاد اطلاعات باشد ، روابط عمومی نیز به حاشیه رانده شده و برای توجیه حضور خود به ناچار به روزمررگی کشانده خواهد شد.
2- مدیران سازمان ها : سازمان ها به عنوان اولین کانال ارتباط مخاطبان بیش از هر عنصر دیگری در پویایی روابط عمومی ها مؤثر می باشند ، و مدیران به عنوان عامل اصلی در هر سازمانی می توانند در تعیین نقش و جایگاه روابط عمومی به عنوان حلقه واسط بین سازمان و مردم ؛ تأثیر گذار باشند . 
     اگر مدیران به مدیریت مشارکتی به معنای واقعی آن – نه به شکل صوری و فقط در گفتار – اعتقاد داشته باشند ، پر واضح است که باید استراتژی سازمان را با مشارکت کارکنان و نظر و خواست مخاطبان خود تعریف نمایند. در این نوع مدیریت ؛ کارکنان و مخاطبان سازمان نه تنها از تمام امور سازمان اعم از سیاست گذاری ها و راهبرد ها آگاه خواهند بود بلکه با ارائه نظرات و پیشنهاد های خود در تصمیم سازی ها دخیل و بر انجام امور و جریان حرکتی سازمان نیز نظارت مستقیم و غیر مستقیم خواخند داشت. مدیران نیز در چنین سیستمی ملزم به پاسخگویی در قبال مسؤولیت های خود خواهند بود و اینجاست که روابط عمومی به عنوان یک نهاد پویا و در راستای رسالت های اصلی خود ، از انفعال خارج شده  ، به انجام وظیفه خواهد پرداخت.
     ولی در صورتی  که مدیران به اداره سازمان به شیوه های سنتی بپردازند – که متأسفانه بیشتر مدیران ما با این رویکرد به مقوله مدیریت می نگرند – بی تردید روابط عمومی هم از اطلاع رسانی شفاف دور شده و بیشتر به عنوان توجیه گر اعمال نادرست سازمان به ایفای نقش می پردازد و ادامه این روند یعنی پاسخ های از پیش تعیین شده برای توجیه افکار عمومی و افتادن در دام روزمررگی .
3- مدیران و کارگزاران روابط عمومی : با توجه به تمامی مسائل مطرح شده به اعتقاد بنده اگر مدیران روابط عمومی با این فن به شکل حرفه ای آشنا باشند ؛ حتی المقدور اجازه نخواهند داد این آفت (روزمررگی ) دامنگیر این نهاد شود .
     با نگاهی به پیشینه تاریخی روابط عمومی ها در ایران ، می بینیم که هرگاه مدیر روابط عمومی از بین افراد غیر متخصص و یا بدور از تجربه کافی در این عرصه انتخاب شده است ، فقط به دلیل عدم آشنایی با این فن ، روابط عمومی را به سمت و سویی برده است که حتی برداشت عمومی از این حرفه را تغییر داده است ، تا حدی که اغلب مدیران سازمان ها یا فکر می کنند یا بهتر است بگوییم ترجیح می دهند که اینگونه فکر کنند ! که مدیر روابط عمومی اگر خطاط خوب ، مجری خوب و مداح خوب و یا ... باشد ، برای این حرفه کفایت می کند! و گزینش مدیران و مسؤولین غالبا" بر این اساس شکل می گیرد.


در بخش سوم این یادداشت به بررسی نقش عوامل خارج از حاکمیت خواهیم پرداخت . 

روزمررگی آفت جدی روابط عمومی(1)

    

یکی  از آفت های جدی در عرصه مدیریت هر کاری " روزمررگی " است که شاید بتوان گفت این آفت بیش از هر چیز و جای دیگر دامنگیر نهاد روابط عمومی شده است.
     نگاهی به پیشینه تاریخی روابط عمومی و چگونگی شکل گیری آن در ایران نشان از حضور نیروهای غیر متخصص در این عرصه همراه با سیستم مدیریتی کاملا" بسته و منفعل دارد و همین مهم روابط عمومی ها را متأسفانه به ورطه ای کشاند که بجای انجام رسالت اصلی خود ، بیش از هر چیز به حاشیه ها پرداخته و  موجب شکل گیری نگاه عمومی و تصویر ذهنی مردم و مخاطبان از روابط عمومی به این سبک و سیاق شود. و ایجاد این نوع نگرش به روابط عمومی از سوی مردم ، این نهاد پویا را عملا" گرفتار روزمررگی ها نماید .
     اگر واقع بین باشیم در می یابیم که تصویر ذهنی مردم از روابط عمومی در عباراتی چون : " تبلیغات چی " ، " پوستر چسبان " ، " تشریفات چی " ، " مراسم گردان " و نهایتا" " توجیه گر اعمال نادرست سازمان " ؛خلاصه می شود . هر چند که باز اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم باید بگوییم که در یک دهه گذشته حرکت های مثبت و ارزنده ای در جهت رشد و تعالی رسالت روابط عمومی و تبیین جایگاه آن صورت پذیرفته است و لی این تحولات نه کافی بوده و نه موجب تغییر نگرش اساسی در مردم شده است .
     البته هر یک از تعابیری که در بالا ذکر شد ممکن است یکی از فنون یا وظایف روابط عمومی باشد  ، ولی هیچ یک نه تنها وظیفه است و نه اصلی ترین وظیفه! ؛ پس اگر مخاطبان هر سازمانی از روابط عمومی آن سازمان تعابیر مشابه داشته باشند، این بدان معناست که مدیران و کارگزاران روابط عمومی در آن نهاد یا سازمان از رسالت اصلی خود فاصله بسیاری گرفته اند و به شدت دامنگیر این آفت جدی _ که از آفات مدیریتی در جوامع در حال گذار نیز می باشد _ شده اند .
علل
" روزمررگی " در انجام امور ؛ علاوه بر تصویر ذهنی مردم و خواست مبتنی بر این تصویر از سوی مخاطبان ، پارامتر های دیگری است که در یادداشت های بعدی به تشریح هر یک از این علل و عوامل تأثیر گذار همراه با ذکر نمونه هایی تجربی، خواهیم پرداخت.

اطلاع رساني، به چه بهايي؟!

    

 اشتراك ميان رسانه ها و روابط عمومي ها را مي توان در يك مقوله اساسي بيان كرد:" اطلاع ر ساني" .
     اين مطلب قبلاً هم بيان شده كه يكي از ابزارهاي مهم روابط عمومي مجموعه رسانه ها می باشند كه دركنار ارتباطات مستقيمي كه با مردم دارند ( رودررو- ديجيتالي و .. ) براي رساندن و شناساندن آراء و نظرات نهاد مربوط به عموم و ارتقاي نظر و اعتماد و رضايت افكار عمومي نسبت به سازمان مي توانند براي روابط عمومي، كار كرد اساسي داشته باشند.
     اما اينكه چرا روابط عمومي ها اغلب بيش از ارتباطات سازماني  به ارتباطات فردي روی  آورده اند، بيش از هر عامل ناشي از درك و تعريفي است كه آنها  ازخبر دارند.
     اگر مدير  روابط عمومي تعريف درستي از خبر داشته باشد ،هيچگاه نيازمند ارتباط غیر حرفه ای با خبرنگار نخواهد شد. متأسفانه چون تعريف دقيقي از خبر در روابط عمومي ها وجود ندارد تصور مي كنند  رپرتاژ و يا تبليغات سازماني نيز خبر است و لابد براي مردم بايد جذابيت داشته باشد.
     اصرار روابط عمومي ها به روابط غیر حرفه ای با خبرنگاران به شکل های مختلف و برخورد غير حرفه اي و ناشي از ضعف ساختار برخي رسانه ها ، مبين تشخيص مبهم از خبر در ذهن مديران روابط عمومي از يكسو و عدم نظارت بر نحوه توليد محتواي خبر در رسانه ها ( كه خود بحثي مجزاست) از سوی دیگر است.
     روابط عمومي هايي هم كه بعضاً خبر رامي شناسند ، یا پردازش خبر آنها جذابيت لازم براي مخاطبان رسانه ها را ندارد و یا حتي در صورت جذاب بودن خبر ، شيوه تنظيم درست آن را نمي دانند و لذا مجبور مي شوند براي كارشدن اخبارشان دست به اعمال غير متعارفي بزنند كه متأسفانه به عرف جاري هم بدل مي شود.
     اين اعمال غير متعارف در واقع حق خبرنگار و رسانه را براي بررسي ارزشهاي خبري يك رويداد ناديده مي انگارد.
     البته اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه اصرار روابط عمومي ها براي چاپ برخي از اخبار كم ارزش خود بعضاً ناشي از فشار مديران سازمان بر روي آنهاست، به طوري كه آنها چاره اي جز اين ندارند كه هر اطلاعي را به عنوان خبر منتشر كنند.

 

نام : کاظم

نام خانوادگی : مزینانی

نام پدر : محمد رضا

متولد : 1348

محل تولد : شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی

مدارک تحصیلی : فوق دیپلم دینی و عربی ( مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد )

                        لیسانس علوم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری (دانشگاه علامه طباطبایی تهران )

                        لیسانس الهیات و معارف اسلامی ( دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب تهران )

 

 

 

سابقه فعالیت های اجرایی و پژوهشی و تحقیقاتی

 

الف ) فعالیت های اجرایی

    

1-     مدیر روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران (1376 تا 1383)

2-     مدیر روابط عمومی مسابقات کشوری کاردانش (1380 تا 1383)

3-     مدیر واحد اطلاع رسانی دفتر معاون اول رئیس جمهور (1383 تا 1386)

4-     معاون مدیریت خدمات کارشناسی و اطلاعات مدیریتی دفتر معاون اول رئیس جمهور (1386 تا ...)

5-     مشاور مدیرکل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش (1387 تا ...)

6-     عضو کمیته اطاع رسانی وزارت آموزش و پرورش (1380 تا 1383)

7-     عضو انجمن بین المللی روابط عمومی cipra

8-     عضو شورای سردبیری مجله " تربیت سیاسی " ویژه مربیان پرورشی (1373 تا 1376)

9-     عضو هیأت مدیره شورای امر به معروف و نهی از منکر نهادها، سازمان ها ، ادارات و کارخانجات استان تهران (1378 تا 1383)

10-  عضو مجمع خیرین مدرسه ساز استان تهران

11-  سردبیر نشریه " الماس کویر" ویژه مدارس غیر انتفاعی کشور (1380 تا 1382)

12-  سردبیر نشریه " پنجره باز " وزارت آموزش و پرورش  (1373 تا 1374)

13-  مدرس دوره های آموزشی ضمن خدمت مسئولان روابط عمومی آموزش و پرورش

14-  مدرس دوره های آموزشی نشریات دیواری ویژه دانش آموزان سراسر کشور (1374 تا 1376)

15-  داور مسابقات نشریه دیواری دانش آموزان سراسر کشور ( 1374 تا 1376)

16-  دبیر شورای امر به معروف و نهی از منکر سازمان آموزش و پرئرش شهرستان های استان تهران (1377 تا 1383)

17-  مسؤول کمیته ی فرهنگی بسیج سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران (1377 تا 1383)

18- دبیر مدارس راهنمایی در روستا های جوین سبزوار و منطقه 3 تهران (7 سال)

 

ب ) فعالیت های پژوهشی و تحقیقاتی

 

1-     مجری طرح پژوهشی " بررسی استقرار نظام پیشنهاد ها در سازمان آموزش شهرستان های استان تهران "

2-      چاپ مجموعه قصه های کوتاه " تلنگر " نشر آذربرزین 1381

3-      تألیف کتاب " مدریت مشارکتی و بررسی نظام پیشنهاد ها " نشر آذر برزین 1382

4-     گردآوری و تألیف مجموعه " زبان انگلیسی ، ویژه ارتباطات" نشر آسوریک 1381

5-     گرد آوری و تألبف مجموعه " اصول روزنامه نگاری، خبر نویسی، گزارش خبری، شیوه نگارش فارسی و تاریخ وسایل ارتباط جمعی " نشر آسوریک 1381

6-     گردآوری و تألیف مجموعه " تاریخ معاصر ایران و جهان و مسائل مهم بین المللی، روش تحقیق و آمار " نشر آسوریک 1381

7-     انتشار مقالات متعدد در رسانه های دیجیتالی در حوزه روابط عمومی و ارتباطات

8-     مدیریت وبلاگ تخصصی " خط ربط " کنکاشی در حوزه روابط عمومی، رسانه و ارتباطات به آدرس" http://www.prsoft.blogfa.com "

 

اول خط

با سلام و عرض ارادت خدمت کلیه دوستان و علاقه مندان عرصه ارتباطات

خوشحالم که یک بار دیگر می توانم از طریق این سایت خدمت عزیزان باشم. بدون شک با تعاملی چند سویه و از کانال های مختلف، به ویژه از طریق نشر الکترونیک می توانیم در جهت تعالی نقش و جایگاه روابط عمومی،رسانه و ارتباطات؛گام های موثر تری برداریم.

خوشحال خواهم شد که با بهره گیری از نظرات، پیشنهادات و انتقادات کلیه دست اندر کاران عرصه ارتباطات ؛از اساتید محترم گرفته تا دانشجویان این رشته، مدیران و کارشناسان ارتباطات و روابط عمومی و روزنامه نگاران ؛ بتوانیم با هر چه پربار تر نمودن این وبلاگ خدمت هرچند کوچکی به این عرصه نماییم.


ان شاء ا...